ترجمه اختصاصی نوریاتو: اخم کنیم یا اخم نکنیم؟ سوال این است. از ناراحتی تا لبخند و از صورت اردکی تا گوشهای سگی، در عصری که همه گوشیها دوربین جلو دارند، هیچ مرد یا زنی وجود ندارد که حداقل یکبار سعی نکرده باشد از خودش سلفی بگیرد. با اینحال نوجوانان امروزی، اولین خالقان این عکسهای بیهوده نیستند. هنرمندان پرتره، برای هزار سال گذشته، سعی کردهاند چهره جذاب خودشان را با کمک سلف پرتره روی کاغذ بیاورند.
در این مقاله نکات مهمی که استادهای پرتره برای گرفتن سلفی رعایت میکردهاند را برای شما آماده کردهایم:
گوستاو کوربت: بهترین ژست را انتخاب کنید!
گوستاو کوربت، سلف پرتره از یک مرد درمانده، ۱۸۴۵
کوربت در «سلف پرتره از یک مرد درمانده» مشخصا هیچ تلاشی برای خودنمایی کمتر نکرده است. این نقاشی که اواسط قرن ۱۹ میلادی خلق شده است، کوربت را جوانتر نشان میدهد که به موهای خودش چنگ زده است و به صورت ناامیدکنندهای به چشمهای بیننده زل زده است. فریم این نقاشی خیلی بسته است و سبک آن نیز شبه عاشقانه است.
مطالعه بیشتر: فلیکس نادار، اولین عکاس سلبریتی
اینکه این نقاشی حالت روحی کوبرت در زمان خلق آن است یا خیر هنوز واضح نیست. از نامهنگاریهای متعدد او با دیگر همکارانش برخی این احتمال را میدهند او دچار یک بحران موقتی بوده است ولی با این حال اینکه این حالت روحی باعث سودازدگی پشت چشمهای Le Désespéré بوده است، کاملا واضح نیست. آسیبپذیری موجود در ژست او بدون شک نیروی محرک این نقاشی است که فراوانی نحوه بیان انسان برای انتقال احساسات به بیننده را نشان میدهد.
سالوادور دالی: قالبهای موجود را بشکن
سالوادور دالی، سلف پرتره نرم با بیکن کبابی، ۱۹۴۱
سلف پرتره نرم با بیکن کبابی شامل هرچیزی است که ما درمورد فیلترهای اینستاگرام و اسنپچت دوست داریم. ارائه دالی از خودش، فاصله زیادی با واقعیت دارد؛ تمام تصویر پر از نمادگرایی است که با استفاده از قابلیتهای پیچ خورده و بیان سورئال به دست آمده است. خود صورت، قابلیتهای معروف دالی(سبیل و خط فک جلو آمده) را به عنوان مشخصکننده هویت او دارد. ولی به جز این قابلیتها، او از تواناییهای خودش برای تاب دادن واقعیت و تبدیل آن به چیزی خارج از فانتزی سورئال استفاده کرده است.
مطالعه بیشتر: از شانته لوپ تا شرق هند با هنری کارتیه برسون
این حجم حباب مانند کمکم فرم انسانی خودش را که با کمک عصا نگه داشته شده است از دست میدهد. هیچ چشمی در جمجمه او وجود ندارد و مورچهها روی پوستش رژه میروند. میتوان این نقاشی را به چند بخش تقسیم کرد و هرکدام را به روشهای مختلفی تفسیر کنیم ولی واقعیت این است که هیچ پاسخ واضحی برای اینکه دالی قصد داشته با استفاده از این نقاشی چه منظوری را برساند وجود ندارد. به صورت ساده، چیزی که ما داریم یک توضیح درمورد طبیعت شکننده هویت است. اینکه ما چطور به اجازه میدهیم به عنوان چیزی متفاوت از خود واقعیمان دیده شویم. اگر خواستید از یک فیلتر زیباکننده استفاده کنید، به این موضوع فکر کنید.
ویلیام تونسند: بهترین زاویه خودت را پیدا کن و با همان ادامه بده
ویلیام تونسند، سلف پرتره، حدود ۱۹۲۹
مطالعه بیشتر: تصاویر میشل شوان از گذر زمان در خانههای متروکه
دو پرتره تونسند از خودش بیش از چهل سال با یکدیگر فاصله زمانی دارند با اینحال، به جز تغییر شدید سبک او و موهای سفیدی که در تصویر دوم دیده میشود، او در هر دو عکس، آرامش فتوژنیک خودش را حفظ کرده است. مهمتر از همه، او تماشاچیان خودش را که به نظر میرسد در سمت چپش ایستادهاند، با ابروهای برافراشته و نگاهی از روی بدگمانی، نظاره میکند.
ویلیام تونسند، سلف پرتره، حدود ۱۹۷۰
تونسند ظاهر خودش را از سنین جوانی تکمیل کرده است. البته با وجود شباهتهایی که بین دو تصویر وجود دارد، یک تفاوت چشمگیر هم در آنها دیده میشود؛ ارائه او از خودش. در سلف پرتره اول، او خودش را به صورت دقیق و واضح مانند یک مرد جوان به تصویر کشیده است. پالت رنگهای او در سلف پرتره اول گرم است و یک فضای جوانی و سرزندگی ایجاد میکند. در این تصویر سوژه از پائین به بیننده نگاه میکند که نشانه آسیبپذیری او میباشد. ۴۰ سال بعد، پالت رنگ نقاش سرد شده است، سبک او کامل نیست و ضربات قلم هم محکم هستند. در این تصویر سوژه از یک دیدگاه بالغانه تر، از بالا به ما نگاه میکند.
مطالعه بیشتر: رنسانس هارلم
پیشرفت ترکیبهای تونسند، نشان میدهد که تجربه میتواند چه تاثیری روی انسان داشته باشد. تجربه انسان را عاقل، کنجکاو و در برخی مواقع کم توقع میکند. این دو پرتره، شاهد این ادعا هستند. در عین حال، این پرترهها، یکی دیگر از جنبههای اساسی پیشرفت شخصی را نشان میدهند؛ دانستن بهترین زاویه و بهره بردن از آن!
نوشته نکتههایی از بزرگان پرتره و سلف پرتره اولین بار در مجله نوریاتو | رسانه جامع هنرهای تجسمی پدیدار شد.
