؛دشواری رسیدن به استادیوم. ازدحام اتومبیل ها. پرداخت یک تومان حق ورود به اتوبان تهران – کرج. هشتاد هزار تماشاگر. ورود پرپیچ و خم. تابلوهای راهنمای انگشت شمار. تابلوهای گیج کننده . بلیت های 300 ریالی طبقه پایین. سکوهای پر شده طبقه پایین که بخشی شان سرپناه دارند و شما را از گزند باران و آفتاب مصون می داندر. می گویند بسیاری از ساعت 7 صبح این جا بوده اند. رفتن به طبقه بالا. جایی که زمین سبز در نمای دوری قرار گرفته و بازیکنان بر خلاف امجدیه کوچک شده اند. مهره هایی در دور دست. برای شناخت بازیکنان باید بیش از حد خوره باشید و باهوش.

همراهان امجدیه را گم کرده اید. رفقا پراکنده شده اند. همه غریبه اند. تماشای صف بی انتهای تماشاگران سرگیجه آور است و شنیدن صدای غریو هواداران تجربه ای نو. در این فضای فراخ پژواک شعارها تغییر کرده و طنین صداها عوض شده است. ردوبدل شدن شدن تشویق ها آهنگ دیگری یافته. این بانگ هرچه هست بانگ امجدیه را ندارد. احساس می کنید این استادیوم، استادیوم شما نیست. احساس می‌کنید به اینجا تعلق ندارید .کمی جبهه می گیرید. فوتبال چه آسان می تواند آدم‌ها را وا پس گرا کند، به گذشته زنجیر کند و به بند بکشد.

ابولقاسم حاج ابوالحسن در صوتش می دمد. در این روز فراموش نشدنی. در یک قضاوت تاریخی. قضاوت نخستین بازی فوتبال روی چمن های ورزشگاه صدهزار نفری. چمن خیس شده زیر باران بهاری. نماینده برزیل توستائو را در اختیار دارد؛ ستاره تیم ملی برزیل در جام جهانی ۱۹۷۰. مغز متفکر برزیل طلایی. ضلع سوم مثلثی با پله و جرزینیو. ظاهر توستائو تغییر کرده. سیبیل گذاشته. زودتر از موعد پا به سن گذاشته ولی اولین گل این میدان، روی این چمن، برابر این سکوها و درون این دروازه ها را او به ثمر می رساند. در دقیقه ۲۷ . درون دروازه جنوبی هادی طاووسی. در این هوای بارانی و زمین لغزنده نام توستائو با تاریخ این استادیوم گره می خورد تا همیشه. لوپز چهار دقیقه بعد گل دوم را می‌زند. یک دقیقه بعد در دقیقه ۳۲ اولین گل یک بازیکن ایرانی در استادیوم صد هزار نفری. صفر ایرانپاک از روی نقطه پنالتی. نخستین پنالتی در این استادیوم. نیمه اول 2-1 به سود کروزیرو پایان می یابد.

نیمه دوم. بازی 4 بر یک به سود کروزیرو جریان دارد که همایون بهزادی در دقیقه ۶۹ دروازه برزیلی ها را باز می کند. دومین بازیکن ایرانی هم در استادیوم صد هزار نفری گل می‌زند. سوت پایان. دشواری بازگشت. سختی یافتن پارکینگ. آشفتگی پیدا کردن اتومبیل. صف طولانی ورود به اتوبان. گذر از میان غریبه ها و بیگانه‌ها، ناآشنا ها و بی حوصله ها. هنوز به امجدیه فکر می کنی، به سکوهای سیمانی.

· از کتاب پسری روی سکوها/ حمیدرضا صدر/ نشر چشمه

251 251

hotnewsخبر4 سال پیش • dahio.com • 10

برچسب‌ها



دیدگاهتان را بنویسید



مطالب پیشنهادی

۱۰ حقیقت جالب که احتمالا نمی‌دانستید! – بخش سوم

در دنیای اطراف ما بی‌شمار حقیقت جالب در حال رخ دادن وجود دارد که از آن‌ها خبر نداریم. این حقایق در زمینه‌های حیات‌وحش، انسان، معماری، غذا و … هستند که [...]

۱۰ حقیقت جالب که احتمالا نمی‌دانستید! – بخش دوم

در دنیای اطراف ما بی‌شمار حقیقت جالب در حال رخ دادن وجود دارد که از آن‌ها خبر نداریم. این حقایق در زمینه‌های حیات‌وحش، انسان، معماری، غذا و … هستند که [...]

۸ راهکار برای بیشتر مثبت فکر کردن

مثبت اندیشی از رویکردهای سالم در زندگی است و توسط بسیاری از روانشناسان توصیه می‌شود. در این مطلب از لیست‌میکس ۸ راه مثبت اندیشی را با هم مرور می‌کنیم. با [...]

با این ده کتاب، خواندن رمان تاریخی را شروع کنید!

تاریخ شاید برای خیلی از ماها موضوع موردعلاقه نباشد و میل زیادی به خواندن رمان تاریخی نشان ندهیم؛ اما کتاب‌هایی در این حوزه وجود دارند که به‌قدری هیجان‌انگیزند که ممکن [...]

واقعیت های نگران‌کننده‌ای که از آن بی‌خبرید

می‌دانستید کبد با یک ضربه ممکن است از کار بیفتد؟ یا مغز بدون جمجمه آن‌قدر نرم است که از هم می‌پاشد؟ در این لیست ده واقعیت را که هر کدام [...]




ترندها